بنیاد ایرانیان مسلمان
ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم
Tuesday, June 21, 2011
Wednesday, June 15, 2011
Sunday, April 24, 2011
Tuesday, April 19, 2011
قرآن سوزی بد فرجام
مصطفی حسينی طباطبایی

چند روز پيش كشيشی آمريكایی در اعتراض به قرآن مجيد ، كتاب مقدس مسلمانان را علناً آتش زد ! در پی اين كار نابخردانه عدهای از مسلمانان در افغانستان به تظاهرات پرداختند و علامت صليب را لگد مال كردند و چند تن از مسيحيان ( از اعضای سازمان ملل متحد ) را در افغانستان به قتل رساندند
هر چند عمل كشيش مزبور عقلاً و اخلاقاً محكوم و مذموم است ولی واكنش خشونت بار و متعصبانه نيز برخلاف تعاليم قرآن مجيد به شمار میآيد زيرا قرآن بارها تاكيد فرموده است كه : « لاتزر وازرة وزر اخری ». يعنی هيچ کس بار گناه ديگری را بر نمی دارد. بنابراين اگر قرار باشد در اين امر كسی مجازات شود ، اعضای سازمان ملل متحد نيستند و اين اقدام ناروا ، خود عملی ضد قرآنی شمرده می شود و گناهش ( با توجه به اينكه بر بد بينی به اسلام هم میافزايد ) كمتر از قرآن سوزی آن كشيش كينه توز نيست ! از طرفی سكوت در چنين مواردی موجب میشود كه عدهای جلو افتاده و خودسرانه به اعمالی پردازند كه هتك حرمت بيشتری نسبت به اسلام و قرآن پيش میآيد و مايه نقض غرض می گردد. معلوم نيست علمای مصر و حجاز كه مدعی سكانداری كشتی اسلامند ، چرا در اين قبيل موارد ساكتند يا چرا پس از حركت عوام الناس به فكر مخالفت می افتند؟! اما آن كشيش قرون وسطایی بايد به ياد آورد كه خشونت را عدهای در طول قرنها ، به مراتب شديد تر نشان دادهاند و صدها تن را به اتهام مخالفت با رای خود در باره كتاب مقدس ، به آتش كشيدهاند و در پی محكمه های تفتيش عقايد يا انگيزيسيون ، چه دانشمندانی را طعمه حريق ساختهاند. آنها بودند كه از آنسوی دنيا به شرق آمدند و جنگ های صليبی را به راه انداختند و جوی های خون روان كردند. و پاپ اعظم ايشان يعنی اروبان دوم فتوی داد كه دزدان و جانيان زندانی اگر در اين جنگ مقدس شركت كنند و مسلمانان را بكشند و شهرها را آتش بزنند يكسره به بهشت جاودان میروند چنانكه مورخان مسيحی نوشته اند. و چندی قبل حد افتضاح به جایی رسيد كه جناب پاپ علناً از اعمال كشيشهای كليسای كاتوليك اظهار شرمندگی نمود
اگر اين آقای كشيش كه به خشونت اسلام اعتراض دارد ، كاتوليك نبوده و از فرقه پروتستان باشد بايد به ياد داشته باشد لوتر بنيانگذار پروتستانيسم فتوی داد كه اربابان فئودال حق دارند دهقانهای معترض را بكشند و كتاب او « بر ضد گروه دهقانهای آشوب طلب » چه موج خونی در اروپا پديد آورد. مگر خشونت جناب كالون رهبر ديگر پروتستانها كه به فتوای وی ، ميشل سروتوس را زنده در آتش افكندند ، قابل انكار است؟
اين كشيش اگر ديده خود را باز میكرد ، در همان آغاز قرآن ، شعار ضد خشونت يعنی آيه : بسم الله الرحمن الرحيم را ملاحظه مینمود و اگر میخواست تفسير قرآن را درباره نفی خشونت به شكل عملی ببيند ، ماجرای فتح مكه را در تاريخ میخواند كه پيامبر اسلام (ص) دشمنان حربی و خونريز خود را عفو فرمود و به آنان گفت : برويد كه همه آزاديد ( اذهبوا فانتم الطلقاء ) اگر قرار باشد كه شما اعمال ناپسند عوام مسلمانان را به پای قرآن بگذاريد ، پس آيا ما هم حق داريم بمب های اتمی را كه آمريكای مسيحی در هيروشيما و ناكازاكی بر سر مردم ريخت به پای انجيل مقدس بگذاريم و آن را منشا خشونت به شمار آوريم؟
شما ميگوييد قرآن ، دستور جنگ و خشونت صادر نموده است و لذا بايد آنرا در آتش افكند! اما اولاً مگر كتاب مقدس شما از جنگهای موسی (ع) با دشمنانش ( مديان و عراد و سيحون و عوج ) حكايت نمی كند و كشتار آنها را به دست بنیاسرائيل نشان نمی دهد و مگر در سفر تثنيه باب بيستم قوانين جنگ را بيان نمی دارد؟ پس چرا شما تورات موسی را به خشونت متهم نمیكنيد و آنرا در آتش نمیافكنيد؟ ( كه البته نبايد چنين كنيد ). ثانياً چرا نمیدانيد كه جنگهای پيامبر اسلام (ص) صورت « دفاعی » داشته است. پيامبر سيزده سال در مكه خود و يارانش دچار آزارهای گوناگون از سوی بت پرستان بودند. برخی از ياران او ( مانند ياسر و سميه ) را كشتند و سايرين ناچار شدند ترك وطن كنند و به ديارغربت يعنی حبشه بروند و يا به مدينه هجرت نمايند. خود پيامبر را شبانه خواستند بكشند و ناگزير به همراه ابوبكر از شهر خارج شد و به مدينه رهسپار گشت. با وجود اين ، دشمنان بت پرست وی ، دست از او برنداشتند و درصدد برآمدند تا جميع قبائل عرب را به جنگ با وی برانگيزند و مسلمانان را از مرد و زن و كودك نابود كنند و جنگ احزاب را بدين منظور براه انداختند. در چنين شرائطی پيامبر مجبور بود تا با آنان بجنگد و آيات قرآن دستور پيكار دهد. با اين همه قرآن همواره امر صلح را مقدم شمرده و فرموده است : ان جنحوا للسلم فاجنح لها ( انفال : 61) يعنی : « اگر آنها به صلح گراییدند ، پس تو نيز به صلح گرای » چنانكه پيامبر (ص) در « حُديبيه » با دشمنان بت پرست خود صلح فرمود. پس به جای قرآن سوزی ، ناآگاهی و تعصب خود را بسوزانيد و از فتنه انگيزی توبه كنيد و به ياد داشته باشيد كه مسيح (ع) به شما آموخته است : « چرا موی را در چشم برادر خود می بينی ولی چوب را در چشم خود نمی بينی؟! » اگر به كاستیها و نقائص خود توجه كنيد ، نقائص ساير مردم را نخواهيد ديد
هر چند عمل كشيش مزبور عقلاً و اخلاقاً محكوم و مذموم است ولی واكنش خشونت بار و متعصبانه نيز برخلاف تعاليم قرآن مجيد به شمار میآيد زيرا قرآن بارها تاكيد فرموده است كه : « لاتزر وازرة وزر اخری ». يعنی هيچ کس بار گناه ديگری را بر نمی دارد. بنابراين اگر قرار باشد در اين امر كسی مجازات شود ، اعضای سازمان ملل متحد نيستند و اين اقدام ناروا ، خود عملی ضد قرآنی شمرده می شود و گناهش ( با توجه به اينكه بر بد بينی به اسلام هم میافزايد ) كمتر از قرآن سوزی آن كشيش كينه توز نيست ! از طرفی سكوت در چنين مواردی موجب میشود كه عدهای جلو افتاده و خودسرانه به اعمالی پردازند كه هتك حرمت بيشتری نسبت به اسلام و قرآن پيش میآيد و مايه نقض غرض می گردد. معلوم نيست علمای مصر و حجاز كه مدعی سكانداری كشتی اسلامند ، چرا در اين قبيل موارد ساكتند يا چرا پس از حركت عوام الناس به فكر مخالفت می افتند؟! اما آن كشيش قرون وسطایی بايد به ياد آورد كه خشونت را عدهای در طول قرنها ، به مراتب شديد تر نشان دادهاند و صدها تن را به اتهام مخالفت با رای خود در باره كتاب مقدس ، به آتش كشيدهاند و در پی محكمه های تفتيش عقايد يا انگيزيسيون ، چه دانشمندانی را طعمه حريق ساختهاند. آنها بودند كه از آنسوی دنيا به شرق آمدند و جنگ های صليبی را به راه انداختند و جوی های خون روان كردند. و پاپ اعظم ايشان يعنی اروبان دوم فتوی داد كه دزدان و جانيان زندانی اگر در اين جنگ مقدس شركت كنند و مسلمانان را بكشند و شهرها را آتش بزنند يكسره به بهشت جاودان میروند چنانكه مورخان مسيحی نوشته اند. و چندی قبل حد افتضاح به جایی رسيد كه جناب پاپ علناً از اعمال كشيشهای كليسای كاتوليك اظهار شرمندگی نمود
اگر اين آقای كشيش كه به خشونت اسلام اعتراض دارد ، كاتوليك نبوده و از فرقه پروتستان باشد بايد به ياد داشته باشد لوتر بنيانگذار پروتستانيسم فتوی داد كه اربابان فئودال حق دارند دهقانهای معترض را بكشند و كتاب او « بر ضد گروه دهقانهای آشوب طلب » چه موج خونی در اروپا پديد آورد. مگر خشونت جناب كالون رهبر ديگر پروتستانها كه به فتوای وی ، ميشل سروتوس را زنده در آتش افكندند ، قابل انكار است؟
اين كشيش اگر ديده خود را باز میكرد ، در همان آغاز قرآن ، شعار ضد خشونت يعنی آيه : بسم الله الرحمن الرحيم را ملاحظه مینمود و اگر میخواست تفسير قرآن را درباره نفی خشونت به شكل عملی ببيند ، ماجرای فتح مكه را در تاريخ میخواند كه پيامبر اسلام (ص) دشمنان حربی و خونريز خود را عفو فرمود و به آنان گفت : برويد كه همه آزاديد ( اذهبوا فانتم الطلقاء ) اگر قرار باشد كه شما اعمال ناپسند عوام مسلمانان را به پای قرآن بگذاريد ، پس آيا ما هم حق داريم بمب های اتمی را كه آمريكای مسيحی در هيروشيما و ناكازاكی بر سر مردم ريخت به پای انجيل مقدس بگذاريم و آن را منشا خشونت به شمار آوريم؟
شما ميگوييد قرآن ، دستور جنگ و خشونت صادر نموده است و لذا بايد آنرا در آتش افكند! اما اولاً مگر كتاب مقدس شما از جنگهای موسی (ع) با دشمنانش ( مديان و عراد و سيحون و عوج ) حكايت نمی كند و كشتار آنها را به دست بنیاسرائيل نشان نمی دهد و مگر در سفر تثنيه باب بيستم قوانين جنگ را بيان نمی دارد؟ پس چرا شما تورات موسی را به خشونت متهم نمیكنيد و آنرا در آتش نمیافكنيد؟ ( كه البته نبايد چنين كنيد ). ثانياً چرا نمیدانيد كه جنگهای پيامبر اسلام (ص) صورت « دفاعی » داشته است. پيامبر سيزده سال در مكه خود و يارانش دچار آزارهای گوناگون از سوی بت پرستان بودند. برخی از ياران او ( مانند ياسر و سميه ) را كشتند و سايرين ناچار شدند ترك وطن كنند و به ديارغربت يعنی حبشه بروند و يا به مدينه هجرت نمايند. خود پيامبر را شبانه خواستند بكشند و ناگزير به همراه ابوبكر از شهر خارج شد و به مدينه رهسپار گشت. با وجود اين ، دشمنان بت پرست وی ، دست از او برنداشتند و درصدد برآمدند تا جميع قبائل عرب را به جنگ با وی برانگيزند و مسلمانان را از مرد و زن و كودك نابود كنند و جنگ احزاب را بدين منظور براه انداختند. در چنين شرائطی پيامبر مجبور بود تا با آنان بجنگد و آيات قرآن دستور پيكار دهد. با اين همه قرآن همواره امر صلح را مقدم شمرده و فرموده است : ان جنحوا للسلم فاجنح لها ( انفال : 61) يعنی : « اگر آنها به صلح گراییدند ، پس تو نيز به صلح گرای » چنانكه پيامبر (ص) در « حُديبيه » با دشمنان بت پرست خود صلح فرمود. پس به جای قرآن سوزی ، ناآگاهی و تعصب خود را بسوزانيد و از فتنه انگيزی توبه كنيد و به ياد داشته باشيد كه مسيح (ع) به شما آموخته است : « چرا موی را در چشم برادر خود می بينی ولی چوب را در چشم خود نمی بينی؟! » اگر به كاستیها و نقائص خود توجه كنيد ، نقائص ساير مردم را نخواهيد ديد
Tuesday, April 12, 2011
Thursday, January 27, 2011
Subscribe to:
Posts (Atom)